تبلیغات
کلبه ی عشق - جملات زیبای عشقولانه
 
کلبه ی عشق
از قیافت معلومه خیلی بامرامی پس نظر نداده نری
درباره وبلاگ


نام : گمنام
شهرت : سرگردان
زادگاه : محراب غم
تاریخ تولد :در یکی از روزهای بارانی
شماره شناسنامه : نامفهوم
مدت محکومیت : حبس ابد
نام پدر : کوه رنج
نام مادر : فرشته ی غم
نام پدربزرگ : درویش تنها
نام مادربزرگ : سلطان غم
قد:كمتر از خاك
وزن:به سنگینی بغض چند ساله
رنگ چشم:بارانی
رنگ مو:همرنگ درد
مقطع تحصیلی:پایه آخر بد بختی
گناه:انسان بودن
جرم:به دنیا آمدن
محکومیت:زندگی کردن
زمان رهایی:مرگ
چراغم :خاموشی
سقفم :آسمان
مونسم : شب
کارم : حسرت
یادم : فراموشی
دردم : فراغ
فریادم : سکوت
آرزویم : مرگ
زندگیم :سیاه پر کلاغی
امیدم :ناامیدی
آدرس : خیابان غم –
میدان تنهایی – چهارراه بدبختی –
خیابان رنج – کوچه غربت –
پلاک ناباوری
*********

مدیر وبلاگ : Ayub Hoseyni
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
عشق از دیدگاه شما به چه معناست؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سه شنبه 1390/09/15 :: نویسنده : Ayub Hoseyni


جمله های عاشقانه

دوستت ندارم به اندازه ی اقیانوس، . چون یه روز به آخرش میرسی . دوستت ندارم به اندازی خورشید، چون غروب میکنه . دوستت دارم . به اندازی روت که هیچوقت کم نمیشه

=======================

گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که میان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند سرزمین هستی برسم و پرواز کان نغمه سر دهم که... من شیدای تو وعاشقانه دوستت دارم

 

=======================

برای آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنیم که طریق دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد . (پائولو کوئلیو )

=======================

عشق یعنی خون دل یعنی جفا عشق یعنی درد و دل یعنی صفا عشق یعنی یک شهاب و یک سراب عشق یعنی یک سلام و یک جواب عشق یعنی یک نگاه و یک نیاز عشق یعنی عالمی راز و نیاز

 

=======================

به روی گونه تابیدی و رفتی مرا با عشق سنجیدی و رفتی تمام هستی ام نیلوفری بود تو هستی مرا چیدی و رفتی

 

=======================

نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن تا که می بینن عاشقی میرن و تنهات می ذارن نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن عاشق عاشق کشین ، رحم و مروت ندارن

 

=======================

روی یک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من وتو با هم داره تصویر قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم

 

=======================

آفرینش روز و شب، زیبایی زمین و کهکشانها، درخشش ستارگان فروزان، همه حاکی از وجود پروردگار یکتاست، پس از او اطاعت می کنیم، چون او معین کرده که مرگ آغاز جاودانه هاست.

 

=======================

 

می دونی زیباترین خط منحنی دنیا چیه ؟ لبخندی که بی اراده رو لبهای یک عاشق نقش می بنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه : دوستت دارم

 

=====================

خواب ناز بودم شبی.... دیدیم کسی در میزند.... در را گشودم روی او ...دیدم غم است در می زند... ای دوستان بی وفا...از غم بیاموزید وفا..غم با آن همه بیگانگی..... هر شب به من سر می زند

 

======================

هزار دستگاه ریو، صد دستگاه آپارتمان، هزار سکه طلا و میلیاردها ریال اسکناس دو هزارتومانی فدای یه تار موی گلی مثل تو

 

======================

هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند

 

بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم *بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم * بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم * بیا برخنده ی این صبح بهار خنده کنیم

 

=======================

خوشبختی مثل یه پروانه است . وقتی دنبالش می‌دوی پرواز می‌کنه اما وقتی وایسی میاد رو سرت میشینه

 

=======================

من همه ی قصه هام قصه ی توست اگه غمگینه اونم از غصه ی توست

 

=======================

سهم من از دوری تو چیزی جز دلتنگی به اندازه دریاها ،نگاهی تاریک همچون شب های بدون مهتاب و لحظه هایی که ثانیه به ثانیه میگذرند نیست .پس ای دوست بشنو صدای دلتنگی مرا

 

=======================

تو بارانی من باران پرستم تودریایی من امواج تو هستم اگرروزی بپرسی باز گویم: تو من هستی و من نقش تو هستم

 

=======================

طبق قانون بقای شادی هیچ شادی از بین نمیره؛ بلکه فقط از دلی به دلی دیگه جابه جا می‌شه

 

=======================

اگرکسی واقعا کسی رو دوست داشته باشد بیشتر از اینکه بهت بگه دوست دارم میگه مواظب خودت باش...پس مواظب خودت باش

 

=======================

وقتی برگ های پاییز رو زیر پات له می کنی یادت باشه روزی بهت نفس هدیه می کردن

 

=======================

عیب جامعه این است که همه می خواهند آدم مهمی باشند و هیچ کس نمی خواهد فرد مفیدی باشد

 

=======================

ای عشق، شکسته ایم، مشکن ما را/ اینگونه به خاک ره میفکن ما را/ ما در تو به چشم دوستی می بینیم/ ای دوست مبین به چشم دشمن ما را

رسم زمونه : تو چشم میذاری من قایم میشم .........اما تو یکی دیگه رو پیدا میکنی

 

======================

تکیه بر دوست مکن محرم اسرار کسی نیست ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست

 

======================

عشق کلید شهر قلب است به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد که با هر کلیدی باز شود

 

======================

مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم

 

====================== می خوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی

 

=====================

غیر از غم عشق تو ندارم , غم دیگر شادم که جز این نیست مرا همدم دیگر

 

=====================

زدرد عشق توبا کس حکایتی که نکردم چرا جفای تو کم شد؟شکایتی که نکردم !!!

 

=====================

گر هیچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو نیست بگو راست بگو

 

=====================

گر نرخ بوسه را لب جانان به جان کند حاشا که مشتری سر مویی زیان کند

 

=====================

تو را برای وفای تو دوست می دارم******وگرنه دلبر پیمانه *** فراوان است

 

=====================

هر گز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را هر گز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را

نظر یادتون نره

برای دیدن بقیش به ادامه مطالب بروید

حتی یک بار هم نپرسیدی 

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید: 

چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟ 

چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟

اما افسوس که هیچ کس نبود ...

همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ...

آری با تو هستم ...!

با تویی که از کنارم گذشتی... 

و حتی یک بار هم نپرسیدی،

چرا چشمهایم همیشه بارانی است...!!


خیلی قشنگه اگر بدانی......

عاشق شدن آسان است، اما ادامه آن هنر است 

دوست هرکه باشد، نسخه دوم خودت است

نمی توان جلوی پیری را گرفت، اما میتوان روح جوانی داشت 

هر جا که باشی دوستانت دنیای تو هستند 

بالا رفتن سن حتمی است، اما اینکه روح تو پیر شود بستگی به خودت دارد

خنده کوتاه ترین راه بین دوستان است

عمر سالهای گذشته نیست، سالهایی است که از آن زندگی کردی

عشق زندگی را نمی چرخاند، اما انگیزه ای است برای زندگی

وقتی جایی داری که بروی یعنی خانه داری و وقتی کسی را دوست داری یعنی خانواده داری

بزرگترین لذت زندگی داشتن دوست صمیمی است

اگر از چیزی لذت بردی دیگران را شریک ساز

زیبا است که ببینیم کسی میخندد و زیباتر اینکه بدانی خودت باعث خنده اش شده ای

  

بازی روزگار

از دلنوشته های پروفسور حسابی (پدر فیزیك ایران)

بازی روزگار را نمی فهمم!

من تو را دوست می دارم... تو دیگری را... دیگری مرا... و همه ما تنهاییم!

داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند،

این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.

همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم،

پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.

انسان عاشق زیبایی نمی شود،

بلكه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!

انسان های بزرگ دو دل دارند؛

دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که میخندد و آشکار است.

همه دوست دارند که به بهشت بروند،

ولی کسی دوست ندارد که بمیرد ... !

عشق مانند نواختن پیانو است،

ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری. سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی. 

دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد،

پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم.

‏‏اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است؛

محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود. 

عشق در لحظه پدید می آید

و دوست داشتن در امتداد زمان

و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.

راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود : 

انسان چیست ؟

شنبه: به دنیا می آید.

یكشنبه: راه می رود.

دوشنبه: عاشق می شود.

سه شنبه: شكست می خورد.

چهارشنبه: ازدواج می كند.

پنج شنبه: به بستر بیماری می افتد.

جمعه: می میرد.

فرصت های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است ...


 برای روزهای دلتنگی

قلب مرا میان غمت جا گذاشتی

تا در حریم غربت من پا گذاشتی

رفتی و در سكوت تماشا نموده ام

تنهایی **ِ مرا تو چه تنها گذاشتی

رفتی و سهم عشق برای دل تو بود

سهمی برای این دلم آیا گذاشتی ؟

یك بغض كال، یك سبد از درد بی كسی

سهم من غریب كه اینجا گذاشتی

گفتی بهار می رسد اما دروغ بود

در قلب من غمی چو اهورا گذاشتی

مجنون دیگری شدی و دشت پیش روت

من را میان غصه چو لیلا گذاشتی

گفتی كه از بهشت نصیبی نبرده ای

آن را تمام گردن حوا گذاشتی

یك قطره اشك سهم من از روزگار شد

در لحظه ای كه پای به دنیا گذاشتی


 برای روزهای دلتنگی

من نمی دانم از این دست تو باز

به کجا رانده شوم؟

یا به درگاه کدامین غم و درد

باز من خوانده شوم؟

تو مگو از دل ما بی خبری...

دل ما خون و تو در حلقه دوست

چه صفایی ببری...

تو در آغوش کدامین مردی

که نداند غم ما ؟

غم این درد سیاه

غم تنهایی مَرد؟

تو بگو دست کدامین نامرد

شانه لطف تو را لمس نمود ؟

بوسه مست کدامین بی درد

رویِ سرخینِ لبانِ تو نشست ؟

قلبم از ذلت آن بوسه شکست ...

چه عجب با همه زجر تو به من

وصله عشق من و تو نگسست

روزگاری است مرا قصه تو

خواب و نانم بربود

در تهی کاسه فکر پَکَرم

جز غم عشق لطیف تو نبود

تو نبودی که بدانی دل ما

زین همه سال سیاه

چه کشید از غم تو

و چه یک عمر که وسواس وصال

هر چه احساس مرا بود رُبود

چون که جز عشق تو در سینه نبود

گویی هر کس که مرا می بیند

بر سر و صورت من سنگ زند!

بی سبب ولوله جنگ زند

با که گویم تو بگو از دردم؟

روزگاری است که غمگینم و زار

همچو موشی که گریزان از مار

تو بگو پای کدامین نامرد

سوی کاشانه ی قلبِ تو دوید؟

خود بگو قلبِ کدامین بی درد

بهر بوسیدن چشم تو تپید ؟

تو بگو پنجه دست چه كسی

سینه ی پاك تو را سخت فشرد ؟

ای عجب از دل تنهایی ما !

چه بد است این همه دل خوش بودن ...

چه عذابی است که یک عمر دراز

انتظار قدم دوست کشیدن در دل

جای لطف لب توست

سرخی بوسه یک یار دگر

تو بریدی ز من ای دوست مگر؟

پایِ تو سوی هوس هایِ غریبانه دوید

عشق من از قفسِ کوچکِ قلبِ تو پرید

همچو یک جام شکست ...

هیچ كس تلخی آن شیشه بشكسته ندید

تو مگو از دل ما بی خبری ...

من تهی از همه ی احساسم

باورم نیست كه آغوش كسی

جز من آرام كند جان تو را

باورم نیست كه جز بوسه من

بنشیند به لب خسته تو

ای عجب از غم تنهایی ما

ای عجب زین همه رسوایی ما ...


دلم را سپردم به بنگاه دنیا

و هی آگهی دادم اینجا و آنجا

و هر روز 

برای دلم 

مشتری آمد و رفت 

و هی این و آن

سرسری آمد و رفت

ولی هیچ کس واقعا 

اتاق دلم را تماشا نکرد 

دلم قفل بود

کسی قفل قلب مرا وا نکرد 

یکی گفت: 

چرا این اتاق 

پر از دود و آه است

یکی گفت:

چه دیوارهایش سیاه است 

یکی گفت:

چرا نور اینجا کم است

و آن دیگری گفت:

و انگار هر آجرش 

فقط از غم و غصه و ماتم است

و رفتند و بعدش

دلم ماند بی مشتری

ومن تازه آن وقت گفتم: 

خدایا تو قلب مرا می خری؟ 

و فردای آن روز

خدا آمد و توی قلبم نشست 

و در را به روی همه 

پشت خود بست

و من روی آن در نوشتم:

ببخشید، دیگر 

برای شما جا نداریم 

از این پس به جز او 

کسی را نداریم...


تاوان عشق

روزهای با تو بودن گذشت 

کو تا سال نویی دیگر 

من ماندم و دنیای خالی از تو 

من ماندم حسرتی که موج می زند 

در چشمان من برای تو 

آری من از چشمان تو می خوانم 

آری می دانم

آری سوختن برای منست

دردی  هست 

و درمانی که سوختن منست

هزار بوسه زده لبانم بر آرزوی مرگ

اما چه سود که ماندنم

تاوان عشق منست

این نگاه عاشق کشت آه

تا همیشه رویای منست

تب کرده ای میان سکوت

این شعله ها که سر می کشد تا فلک زبانه اش

سهم من از نداشتن توست

غروب پر کشیده در آسمان بودنت

تحمل درد های رفتنت برای منست 

پشت لبخندهای نیم بندم

نهان شده قلب عاشقم

این را تو می دانی و تو می خوانی 

ترانه ای که می رود 

تا نهایت این راه کور 

تا کی حضور و سکوت و عبور

خدایا این چه تاوانی ست که ازآن منست

برای داشتن او





 

 

 

 

 





نوع مطلب : مطالب اصلی وبلاگ، عشق...........()، 
برچسب ها : جملات زیبای عشقولانه.،