تبلیغات
کلبه ی عشق - عاشقانه ترین داستان؟؟؟///عشق
 
کلبه ی عشق
از قیافت معلومه خیلی بامرامی پس نظر نداده نری
درباره وبلاگ


نام : گمنام
شهرت : سرگردان
زادگاه : محراب غم
تاریخ تولد :در یکی از روزهای بارانی
شماره شناسنامه : نامفهوم
مدت محکومیت : حبس ابد
نام پدر : کوه رنج
نام مادر : فرشته ی غم
نام پدربزرگ : درویش تنها
نام مادربزرگ : سلطان غم
قد:كمتر از خاك
وزن:به سنگینی بغض چند ساله
رنگ چشم:بارانی
رنگ مو:همرنگ درد
مقطع تحصیلی:پایه آخر بد بختی
گناه:انسان بودن
جرم:به دنیا آمدن
محکومیت:زندگی کردن
زمان رهایی:مرگ
چراغم :خاموشی
سقفم :آسمان
مونسم : شب
کارم : حسرت
یادم : فراموشی
دردم : فراغ
فریادم : سکوت
آرزویم : مرگ
زندگیم :سیاه پر کلاغی
امیدم :ناامیدی
آدرس : خیابان غم –
میدان تنهایی – چهارراه بدبختی –
خیابان رنج – کوچه غربت –
پلاک ناباوری
*********

مدیر وبلاگ : Ayub Hoseyni
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
عشق از دیدگاه شما به چه معناست؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جمعه 1390/10/16 :: نویسنده : Ayub Hoseyni

 

داستان عشق پیر مرد به همسرش

پیرمردی صبح زود از خانه‌اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد می‌شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند. پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند سپس به او گفتند: باید ازتو عکسبرداری شود تا جایی از بدنت آسیب ندیده باشد. پیرمرد غمگین شد و گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست. پرستاران از او دلیل را پرسیدند.
پیرمرد گفت...
زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می‌روم و صبحانه را با او می‌خورم. نمی‌خواهم دیر شود!
پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می‌دهیم. پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمی‌شناسد
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می‌روید؟ پیرمرد با صدایی گرفته، به آرامی گفت: اما من که می‌دانم او چه کسی است...!





نوع مطلب : مطالب اصلی وبلاگ، عشق...........()، 
برچسب ها : عاشقانه ترین داستان، عشق پیر مرد به همسرش، عشق، عاشقانه، love، داستان عاشقانه، داستان های عاشقانه، بهترین داستان عاشقانه، عاشقثانه ترین داستان ها، وبلاگ عاشقان، داستان عاشقانه برای عاشقان، یک درس مهم، خواندنی ها،